برای مثال ديگری از بی عملی فرض كنيد كه در مقابل شما مجموعهای از قطعات به شكلهای مربع و دايره وجود دارد كه بايد آنها را در سوراخهايی به شكلهای مربع ودايره بگذاريم. اگر ذهن ساده عمل كند، در اصل بی كنشی او قطعات مربع را در سوراخهای مربع و قطعات دايره را در سوراخهای دايره می گذارد، بدون تلاش، تاكيد و اصرار فقط بطور طبيعی. در مقابل ذهن پيچيده و خودخواه سعی میكند كه قطعات مربع را در سوراخهای دايرهای بگذارد و دايره را در مربع چون دلش میخواهد كه آن انجام شود كه فكر میكند بايد بشود. ذهن پيچيده و زيرك سعی میكند كه راهی و ترفندی بيابد كه قطعات مربع در سوراخهای دايرهای جابگيرند. ذهن پيچيده و اسير دانستگی سعی میكند دريابد كه چرا قطعات دايره در سوراخهای دايره جامیگيرند اما در سوراخهای مربع جا نمیگيرند. اما ذهن ساده سعی نمیكند، فكر نمیكند فقط انجام میدهد و شايد بنظر آيد كه كار مهمی انجام نشده است اما كارها انجام میشوند.
وقتی كسی به سختی سعی میكند، در عمل، كار نمیكند. سعی كنيد كه با عضلات گرفته كاری انجام دهيد و سپس همان كار را با عضلات رها شده و آرام انجام دهيد، نتيجه بسيار متفاوت است. به همين ترتيب انجام كارها با ذهنی كه گرفته و نگران و هيجان زده است به نتيجه نمیرسد. با اجازه دكارت بايد گفت كه: “من فكر میكنم، پس گيجم. ” ذهن پريشان، هرچقدر هم كه باهوش باشد، چون نگران و هيجان زده است نمیتواند در لحظه حضور داشته باشد. اما در عمل بی عملی، ذهن ساده حضور كامل در اينجا و اين لحظه دارد. در عمل بی عملی اصرار و عجلهای در انجام كارها وجود ندارد، حتی قصدی نيز وجود ندارد، بلكه فرد اجازه میدهد كه روالها، مسير حركت خود را بپيمايند. عمل بی عملی، رها كردن زنجيره واكنشهای درونی در تجربه هستی است. به عبارت ديگر، به جای اينكه هر كنشی باعث واكنشی كه باعث واكنش ديگری شود، شخص به تجربه هستی بيرونی و درونی بدون قضاوت، تعبير و توجيه و تفسير میپردازد. در چنين تجربهای هستی مطابق پيش آمدها تجربه میشود نه مطابق ذهنيات. عمل بی عملی دارای اين ويژگيهاست: در لحظه است، غير شرطی است، از عادت نمیآيد و كامل شونده است. در عمل بی عملی پاسخ ها، بدون تلاش مناسب هستند. پاسخ ها بر اساس احساس هماهنگی با قصد همه هستی است. بدون اينكه تلاشی برای همسويی با قصدی در هستی باشد. فرد حتی لحظهای به درست و غلط نمیانديشد و هيچگاه تصميمی نمیگيرد. تصميمها خودبخود آشكار میشوند.
در عمل بی عملی رفتار بدون تعلق خاطر و به شكل كاملا طبيعی و در لحظه است و تعلق خاطر و باوری وجود ندارد.