
نماد دائو در فرهنگ چينی نماد همه آرمانهای انسانی است و تمامی مكاتب چينی به توضيح دائو میپردازند
تاثرات يك سطح در سطح ديگر همان دِه است
. اگر چيزها صاف و طبيعی باشند حالت كمال مطلوب ايجاد میشود كه در آن صورت دِه در هر جزئی از اين كل به كمال ميرسد. و اين كمال از طريق رشدی خودانگيخته است. در راه بودن يعنی همواره دگرگون شدن، بودن و نبودن، هستی و نيستي، شكفتن و پژمردن، زندگی و مرگ، در تغييری كه هرگز پايان نمیپذيرد يكديگر را دنبال میكنند. به عبارت ديگر يك چيز هست كه پاينده و بی تغيير است و آن همان تغيير و دگرگون شدن است.
همه چيز بالقوه در
” راه” است. كاملاً خود بخود تحول می يابد، نه كوششی در كار است و نه قصدی.
بنابراين همه چيزهايی كه میشكفند و كامل میشوند بايد در مسير مقرری از ميان بروند
. از اين رو در چيزهايی كه ناتوان و تهی پيداست، بالقوه گی و توان بيشتری هست تا در چيزی كه قوی، پر و سرافراز است. در نتيجه ناتوان بر توانا غلبه میكند و نرم بر سخت.
گفتهای وجود دارد كه میگويد
: اگر ما دائو را به چشم چيز مفيدی نگاه كنيم، فقط در پی فايدهايم. اگر دائو را آرزو بدانيم فقط در پی ارضاييم. اگر دائو را قانون بدانيم صرفاً در پی يافتن يك معنی هستيم. اگر دائو را نيرو بدانيم در پی آسايشيم. اگر دائو را لفظ بدانيم فقط جدلی میشويم. اگر دائو را علت بدانيم صرفاً در پی يافتن علت و معلوليم. اينها همه جلوه های مختلف و يك جنبه خاص از دائو است. اينها ما را به شناخت ناپذيری دائو می رساند.
میتوان گفت كه دائو اينها نيست
:
دائو چيزی نيست
دائو ارتعاش نيست
قابل تقسيم نيست
تغيير پذير نيست
بی جفت است و در خود كامل
و میتوان گفت كه دائو دارای اين ويژگيها است
:
يكی است
وحدانيت است
قبل از هرچيز ديگری است
برای همه چيزها چون قانون است
چگونگی همه چيزهاست
. آفرينش دائو از طريق خود انگيختگی است
دائو در لغت به معنی راه و جاده است. دائو در معانی قديمی به معنای تعقيب و شكار، يا پيروی از راهبر نيز میباشد. مفهوم دائو انديشه مسلط بر تمام فلسفه چينی است و در ادراك جهان نكتهای بنيادی است. در اين فلسفه اصل براين است كه بنياد انسان و جهان يك چيز است. همه چيز به هم وابستهاند. آسمان، زمين و انسان سه سطح اصلی و موازی در اين انديشه و هميشه باهمند. زمين مربع است، آسمان بامی است نهاده بر چهار ستون، خورشيد و ماه و سيارات بر مسيرهای خود ميگردند و آن را مسير يا راه آسمان، دائو آسمان میخوانند. راه زمين و راه انسان نيز به راه آسمان وابسته است. وقفه در يك مسير، وقفه در مسيرهای ديگر است. تمامی پديده ها در مقولات معينی مشاركت دارند و همبستگی آنها با نماد اعداد بيان ميشود. پنج عنصر آب آتش، چوب، فلز، خاك، پنج نقطه قطب نما(چهار به اضافه مركز)، پنج فصل (وسط سال هم جداگانه به حساب می آيد)، پنج سياره، پنج رنگ، پنج طعم، پنج نت موسيقی، پنج روده، پنج خاقان افسانهای و مانند اينها.
از خواندن مطالب لذت بردم
نوع اطلاع رسانی کاملا متعالیست
متاسفانه سایت هایی که در پایان نام بردید همگی بلوک شده
توسط: پرهام در آوریل 9, 2009
در 3:17 ب.ظ